تبليغاتX
به قدر تشنگی...

پیغمبری دوباره مگر از در آمده

یا سامری به چهره پیغمبر آمده؟!

 

از آسمان مسیح به امداد ما رسید

یا از میان خاک یهودا برآمده؟!

 

از این مسیر سبز سلیمان انقلاب

آسیمه با نشانه انگشتر آمده

 

معلوم نیست شیفته یا تشنه از چه روست

با پای رفته بود ولی با سر آمده

 

بهر نجات خلق به امر خود خدا

از عرش مستقیم به این کشور آمده!

 

هر هفته سوره ای به جهان عرضه می کند

با این کتاب قصه قرآن سرآمده

 

از بین معجزات تمام پیمبران

با اژدهای شعله دم نه سر آمده

 

بنشسته تند و طرف کله هم نهاده کج

دیگر چه جای شبهه و شک٬ سرور آمده!

 

بنگر چه معنویتی آورده با خودش

تکبیر کی ز کاخ نشینان برآمده؟!

 

ایران من! بشارت آزادی ات رسید

بار دگر ز باختر اسکندر آمده

 

در اردویی که رنگ سیادت لوای اوست

در حیرتم ز شام چرا لشکر آمده؟!

 

هر چند آشناست نمی دانمش چرا

با اجنبی به معرکه همسنگر آمده؟!

***

این لیلة المبیت و دم امتحان ماست

از هر قبیله توطئه را خنجر آمده

 

بیهوده نیست وحدت پیغمبران رنگ

حیدر به عزم قلعه خیبر درآمده...

                           سروده پنجشنبه نهم مهر ماه


بعدآ سرود: 

بر تندی ام مگیر که دست خودم نبود

آهی فسرده بود که از دل برآمده

 

توضیح : به توصیه دوستان دو بیت را حذف کردم، یکی را به لحاظ ادبی و یکی را به لحاظ سیاسی. لذا از دوستانی که لطف کردند و این ابیات رو در وبلاگشون قرار دادند(بطور  مثال  این  جا  ها ) خواهش می کنم این اصلاح رو اعمال کنند.( تازه یک بیت را هم از همون اول سانسور کردم.امان از مصلحت!)  

 

نوشته شده توسط سید حسین شهرستانی در ساعت 13:43 | لینک  | 

 

حسین کتشویان عالم إجتماع إیراني - ولد عام 1959 ميلادي (1338 شمسيّ) فی مدینة طهران - عضوالمجلس الأعلی للثورة الثقافية و ناشط في حقل النظريات الشاملة لعلم الإجتماع و سوسیولوجيا فلسفة العلوم.

 و الآن هو عضو هيأت التدريس في کلية العلوم الإجتماعية بجامعة طهران و أمین لجنة علم الإجتماع فيها.

و فضلاً علی ذلک درس کتشويان الدروس الدينية.

 

الدراسات:

  حصل کتشويان علی دبلوما الرياضية عام 1978 في مدرسة ثاتوية الخوارزمی و تدرّج إلی شهادة بکلوريا عام 1985 في قسم علم الإجتماع بجامعة طهران، ثمّ نال ماجیستيرعلم الإجتماع بجامعه تربیت مدرّس. مع أنّ بدأ حسين کتشویان دراسة الدکتورا في قسم سوسیولوجيا بجامعة تربیت مدرّس عام 1995، ترکها عام 1996 و دخل جامعة المانشستر لإنکلترا و قد أتمّ دراسة الدکتورا عام 2001.

 وکان موضوع رسالته علم الإجتماع و الدین بعد الحداثة.

درس کتشویان أیضاً العلوم الدينية وکان من طلاب منبر آية الله جوادي آملي.

الکتابة الصحيحة لإسمه هي "کچویان" کما نشاهد­ها کإسم لمؤلف في کتبه الأخيرة و مع ذلک یُکتَب إسمه إحیاناً "کچوییان" بالخطأ.  ( Dr. Hussain kachooyan)

 

أهم أعماله:
له العديد من الكتب المنشورة.
  • نظريات العولمة: تبعات تحدّيات الثقافة و الدين، دار ني للنشر، 1386 الشمسی
(نظریه‌های جهانی‌شدن: پیامد چالش‌های فرهنگ و دین، نشر ني، ۱۳۸۶ )
  • تحولات الخطابات الهويّتية في إیران: إيران في خلاف بین الحداثة و بين مابعد الحداثة، دار ني للنشر، 1386 الشمسی
(تطورات گفتمان‌های هویتی ایران: ایرانی در کشاکش با تجدد و مابعد تجدد، نشر نی، ۱۳۸۶)
  • نظريات العولمة و الدين: دراسة إنتقاديّة، دار ني للنشر، 1385 الشمسي
    (نظریه‌های جهانی شدن و دین: مطالعه‌ای انتقادی، نشر نی، ۱۳۸۵)
  • فوكو و علم الآثار للعلم، قصة تاریخ العلو الأنسانية من عصر النهضة حتی مابعد الحداثة، دار جامعة طهران للنشر، 1379 الشمسی
    (فوکو و دیرینه شناسی دانش، روایت تاریخ علوم انسانی از نوزایی تا مابعدالتجدد، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۹)
  • توغّل في جوهر إیران اللغزيّ، دار بوستان کتاب للنشر، قم، 1383 الشمسی
    (کند و کاو در ماهیت معمایی ایران، بوستان کتاب قم، ۱۳۸۳ )
  • الحداثة من نظرة أخری، قصة مکتومة من أسلوب ظهور و تطور الحداثة، دار گنج معرفت للنشر، 1383 الشمسي
    (تجدد از نگاهی دیگر، روایتی ناگفته از چگونگی ظهور و رشد تجدد، گنج معرفت، ۱۳۸۳)
  • الفلسفة و سوسیولوجیا السیاسية للدکتور شريعتي
    (فلسفه و جامعه‌شناسی سیاسی دکتر شریعتی)
تراجمه:
  • المثقفين و العجز فی النبوّة
  • العلم وعلم إجتماع المعرفة

محمّد مظهری

نوشته شده توسط حمود در ساعت 12:8 | لینک  | 

يكي از اين دلايل كافي است كه به احمدي نژاد راي بدهم:

-    "پرونده هسته اي" به عنوان مهمترين پرونده سياست خارجه جمهوري اسلامي در لااقل 15سال گذشته با درايت و شجاعت شخص احمدي نژاد در كوتاه ترين زمان و با كمترين هزينه به سود ايران فيصله پيداكرد. بزرگنمايي هزينه ها هم جز خيانت به ملت ايران چيز ديگري نمي تواند باشد. بگذريم از اينكه حساب اين هزينه ها را هم بايد به نام كسانيكه ما را در موضع ضعف قرار داده بودند، بنويسيم.

-    جرات اجراي "سهميه بندي بنزين" كه آرزوي اقتصاددانان و دولت مردان ايران در بيست سال گذشته بوده و كسي جسارت اجراي آن را نداشته. اين كار قاچاق فاجعه بار سوخت از ايران را متوقف كرد و هزار حسن ديگر كه ديگران آرزويش را داشتند.

-    سلامت شخصي ترديد ناپذير احمدي نژاد كه متاسفانه در مسئولان جمهوري اسلامي كمياب شده، كار شبانه روزي او و همكارانش براي كشور، تجربه چهارساله موفقيت آميزش، خوي مردم داري او و اينكه سنش از 71 و 68 كمتر است و حال كار كردن دارد. به اضافه اينكه او فرهنگ مديريت در ايران را اصلاح كرد به نحوي كه رقيبانش نيز در انتخابات با شعارها و ژست هاي او وارد مي شوند.

-    شاخص هاي اقتصادي: اول) متوسط رشد اقتصادي در دولتهاي هاشمي و خاتمي 5 درصد بوده كه در دولت نهم به 5/6 درصد افزايش پيدا مي كند. دوم) كاهش نرخ بيكاري از 9/11 درصد در پايان دولت قبل به 5/9 درصد تا پاييز87. آمارهاي بسياري غير از اين انتشار يافته اما اين دو شاخص اساسي به تنهايي گوياي توفيق دولت نهم در حوزه اقتصاد است.

-    يكي از افتخارات دولت نهم در عرصه فن آوريهاي جديد اگر در دولتهاي 16ساله پيش از او حاصل شده بود، چه ها كه نمي كردند. يكي مثل ماهواره ملي «اميد» و ماهواره بر «سفير اميد» و البته خودكفايي در توليد «سوخت هسته اي»  

اما مهمترين دليل براي صلاحيت احمدي نژاد در اردوگاه مخالفان او قرار دارد: يعني يكي دلايل مخالت با احمدي نژاد و ديگري خود مخالفان احمدي نژاد:

دلايل مخالفت:

-    انزواي ايران و تخريب چهره آن در جهان؛ اين ادعا از عجايب هفتگانه عجيب تراست دلايل نقض اين امر واثبات نقطه مقابل آن قابل شمارش نيست. وانگهي اگر منظور از«جهان» دولت امريكا و اسراييل و چند دولت اروپايي ديگر است، حق با آقايان است.(هرچند در اينجا هم بحث داريم: امريكايي كه هرروز تهديدمان مي كرد و "محورشرارت"مان مي خواند امروز خواستار مذاكره بدون پيش شرط شده)

-    گشت ارشاد؛ اينكه يك نامزد «رياست جمهوري» با شعار شديدا پوپوليستي جمع كردن گشت ارشاد كه بود و نبودش فرقي به حال ملت نمي كند و امري حاشيه اي و بي اهميت است راي جمع كند و از همه بدتر طوري وانمود كند كه گشت ارشاد طرح دولت احمدي نژاد بوده، مانع از آن است كه به لحاظ اخلاقي به او اعتماد كنم. مختصرا اينكه گشت ارشاد هيچ ربطي به احمدي نژاد ندارد. در زمان دولت خاتمي تصويب شده و توسط نيروي انتظامي كه در بسياري امور مستقل از دولت عمل مي كند اجرا مي شود.

-    آزادي هاي سياسي و بياني كاهش يافته؛ به ياد نمي آورم در هيچ دوره اي به يك مسئول سياسي درجه دو حتي، اين اندازه كه در اين دوره به رئيس جمهور علنا و از روزنامه ها و تريبونهاي رسمي اهانت شد، توهين شده باشد. و احمدي نژاد بزرگوارانه همه را ناديده گرفته و از حق قانوني شكايت قضايي صرف نظر كرده است.

-    سيب زميني مجاني، انحلال سازمان مديريت وبرنامه ريزي، سفرهاي استاني...؛ اينها هيچ يك آنطور كه جلوه دادند نبوده و اگر دليل صلاحيت او تلقي نگردد، دست كم دليل عدم صلاحيتش نيست. اينجا مجال توضيح نيست و درباره هر يك پاسخهاي روشنگري داده شده.

-    كردان و مشايي؛ اشكال وارد است. بله، اما اولا اين اشكال ساختاري نيست و جزئي و قابل رفع است و ثانيا از اين موجودات در جرگه ديگران به وفور يافت مي شود. ببينيد «دانشگاه آزاد كردان پرور» براي تبليغات چه كساني بسيج شده.

         .....

و اما خود مخالفان:

-     تنها نام آنها گوياي همه چيز است: اكبر هاشمي رفسنجاني، فائزه هاشمي رفسنجاني، ياسر هاشمي رفسنجاني، مهدي هاشمي رفسنجاني،...،عبدالله جاسبي، حسن روحاني، علي اكبر ناطق نوري، محسن رفيق دوست، غلامحسين كرباسچي، عباس عبدي،...(درست نيست كه اينها را "عاليجناب سرخ پوش" و "عاليجنابان خاكستري" بناميم)

-    و دليل آخر: گزارش ساليانه سازمان اطلاعات ملي آمريکا: در سه سال اخير، قدرت ايران افزايش چشمگيري داشته است که از مهمترين عوامل آن تبديل سياست خارجي تدافعی اين کشور به حالت تهاجمي است.

         لوتنبرگ، سناتور امريكايي حامي اسراييل: اگر احمدي نژاد شكست بخورد ما بايد جشن بگيريم.       

 

نوشته شده توسط سید حسین شهرستانی در ساعت 18:55 | لینک  | 

اينها سرداران جنود عقل اند

كه ديروز

جنود جهل را بي امان درهم شكستند

و امروز

رسالت شان درهم شكستن سپاه عقل بي خرد ماست

اينها كه امروز

سرداران «جنود جنون» اند

***

پس او را نه «بيمار رواني» كه «مجنون» مي خوانم

او كه سلوك انسان را از جهل به عقل و از عقل به جنون

به پايان رساند

لكي لايعلم بعد علم شيئا

**************

نمايشگاه آثار هنري جانبازان اعصاب و روان

دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران

 

نوشته شده توسط سید حسین شهرستانی در ساعت 10:28 | لینک  | 

بر اساس حكم علم نوپديد

آدمي بوزينه اي باشد جديد

پس تجدد عصر " نوبوزينگي" است!

نيست آدم هركه نوبوزينه نيست

متحد گرديد نوبوزينگان

جمله نوبوزينگان اين جهان

تا كه سكانداري عالم كنيم

عالمي را لازم است آدم كنيم!...

            ****

عصر نوبوزينگي هم رفتني است

نوبت "مابعد نوبوزينگي" است...

-----------------------------------------------

نوشته های قدیمی ام را نگاه میکردم که به این هجویه برخوردم. دیدم مناسب «حال» است.

 

نوشته شده توسط سید حسین شهرستانی در ساعت 12:54 | لینک  | 

خطبة الرضا عليه السلام في التوحيد

اوّل عبادة الله تعالي معرفته، و اصل معرفةالله توحيده و نظام توحيد الله تعالي نفي الصفات عنه، لشهادة العقول انّ كل صفة و موصوف مخلوق، و شهادة كل مخلوق انّ له خالقا ليس بصفة ولا موصوف، و شهادة كل صفة و موصوف بالاقتران، و شهادة الاقتران بالحدوث و شهادة الحدوث بالامتناع من الازل الممتنع من الحدوث،

 فليس الله عرف من عرف بالتشبيه ذاته، ولا ايّاه وحّد من اكتنهه، ولا حقيقته اصاب من مثّله، ولا به صدّق من نهّاه، ولا صمد من صمده من أشار اليه، ولا ايّاه عني من شبّهه، ولا له تذلّل من بعّضه، ولا ايّاه اراد من توهّمه،

 كل معروف بنفسه مصنوع، وكل قائم في سواه معلول، بصنع الله يستدلّ عليه، وبالعقول تعتقد معرفته، وبالفطرة تثبت حجّته، خلق الله الخلق حجاب بينه و بينهم، ومباينته ايّاهم مفارقته إنيّتهم ... (عیون اخبار الرضا  باب یازدهم  حدیث ۵۱)   ترجمه حدیث در ادامه مطلب 

        

سلام علي آل طه و يس      سلام علي آل خيرالنبيّين   

سلام علي روضة حلّ فيها        امام يباهي به الملك و الدّين

امام به حق شاه مطلق كه آمد      حريم درش قبله گاه سلاطين

شه كاخ عرفان،گل شاخ احسان       در درج امكان، مه برج تمكين

علي بن موسي الرضا كز خدايش     رضا شد لقب چون رضا بودش آيين...

عبدالرحمن جامی شاعر سنی مسلک قرن نهم هجری 

 

و اما اي حسين!

بيرقهايت را از در و ديوار مي گشاييم، تا مي كنيم و در صندوقچه دلهايمان نگاه مي داريم، تا سال ديگر باز...

تو همه حجت مسلماني مايي!

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید حسین شهرستانی در ساعت 11:37 | لینک  | 

سروده سال ۸۳                                

                                    قال الله:فذکرهم بایام الله

باز انتحار قافیه و وزن

باز انفجار بغض گلوگیر

باز آسمان سنگی زندان

باز آبشار خونی زنجیر

 

باز از درخت گم شده سیبی

باز آبروی رفته آدم

ماییم و این هبوط دوباره

ماییم و درد مردن کم کم

 

ماییم و باز گندم عصیان

خورده نمک، شکسته نمکدان

هابیلهای کهنه و کافر

قابیلهای تازه مسلمان!

 

گفتند هان! ابوذر و عثمان

کردند صلح و آشتی امسال

گفتم مگر به زور "زر" و سیم

اما نه آن ابوذر با "ذال"!

 

ماییم و دانشی همه غفلت

بازیچه جدید اسیران

صد بار احمقانه شمردیم،

حجم قفس، مساحت زندان!

.

.

...باز انتهای خیس بیابان

باز ابتدای بارش باران

نزدیک شد زمانه به پایان

اینک دعای سنگی زندان:

 

این شمع و جمع گرد قدش را

تنها میان دلهره مگذار!

یارب زمین لاله وشان را

سرخ و سپید و سبز نگهدار!

 

پایا خروش خونی بهمن!

مانا شعارهای حسینی !

میرا شغاد: نابرادر!

جاوید انقلاب خمینی!

 

...این وقت استجابت سنگ است

این فصل انهدام بیابان

با تیشه های کوچک آبی؛

          با ذره ذره ضربه باران!


داشت یادم میرفت بگم اون بند "ابوذر"رو از قهرمان شعر انقلاب وام گرفتم٬از محمدکاظم کاظمی  

نوشته شده توسط سید حسین شهرستانی در ساعت 13:19 | لینک  | 

بمبئي، لندن، نيويورك يا بغداد

فرقي نمي كند

مهم آن بود كه "غزة" فراموش شود و شد.

مهم آن بود كه آن "دروغ سياه" كه تازه به كاخ سفيد رفته،

بهانه اي براي تكرار سلف خود پيدا كند.

مهم آن بود كه اين شيوخ بي شرف عرب،

كه ملكشان به عورت عمروعاص و بركت نفت باقي است،

فرياد نواميس امت را كه "يا للمسلمين!"

نشنيده بگيرند.

و ما، به بهانه سكوت غرب و عرب

به حكم مفتي مصلحت

از " تكروي" پرهيز كنيم!

و تنها فرقمان با آنها اين باشد كه خلق الله مسلمان

هزينه اين سكوت را به ما گوشزد نكنند؛

چرا كه آنها در كمال خوش باوري

- كه يادگار انقلاب و جنگشان است -

خيال مي كنند كه بزرگان قوم، هر زمان كه به صلاح باشد،

باب جهاد را باز مي كنند!

... اينچنين است كه امروز در "الخليل"

 دوستان برادر مشايي،

بد مستانه فيلمهاي هاليوود را اكران مي كنند:

يكي "آرنولند" مي شود، يكي "بت من" و دیگري "كت ومن"!

چرا كه نه؟! وقتي  شمشير"صلاح الدين" در نيام است.

... وآن سو تر سنت حج "خليل اللهي" با تمام جلال و شكوه شرمبارش...

و باز آواز منادي اعصار امت كه

اي قوم به حج رفته كجاييد كجاييد...

نوشته شده توسط سید حسین شهرستانی در ساعت 18:42 | لینک  | 

"سپاس آفريدگاري را كه آغاز همه ازاوست و انجام همه بدوست، بلكه خود همه اوست...

مبدأ، فطرت اولي است و معاد عود به آن فطرت است؛ فاقم وجهك للدين حنيفا فطرة الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم؛

 كه اول خدا بود و هيچ نه؛ كان الله ولم يكن معه شيئ. پس خلق را از نيست هست گردانيده، وقد خلقتك من قبل ولم تك شيئا. و به آخر خلق نيست شوند و خدا هست بماند؛ كل من عليها فان ويبقي وجه ربك ذي الجلال و الاكرام.  

پس چنانكه هست شدن خلق بعد از نيستي مبدأ خلق است، نيست شدن بعد از هستي معادشان باشد. چه آمدن و رفتن چون مقابل يكديگرند هريك عين ديگري تواند بود؛ كما بدأنا اول خلق نعيده.

و از اينجاست كه به حكم مبدأ، خدا بگويد و خلق جواب دهد؛ الست بربكم قالو بلي، وبه حكم معاد، خدا بگويد و هم خدا جواب دهد؛ لمن الملك اليوم لله الواحد القهار"

                                  رساله " تذكره در آغاز و انجام" خواجه نصيرالدين طوسي، فصل دوم  

                             *********************************

     راستي يك سؤال: چرا روز بزرگداشت "خواجه نصير" را – كه از سويي بزرگترين شارح ابن سيناست و از سويي از منابع ابتكارات حكمت متعاليه "ملاصدرا" و نيز بزرگترين متكلم شيعه و...- روز "مهندسي" مي ناميم؟! تنها به اين دليل كه در كنار عرفان و حكمت و كلام و اخلاق، به نجوم و طبيعيات و مهندسي هم پرداخته؟!

 يا سالگرد رئيس حكمت اسلامي"ابن سينا" را كه همه عظمت و شهرتش به "اشارات" و "شفا" و "مبدأ و معاد" و"برهان صديقين" اوست، روز"پزشك"؟!  به جرم آنكه طبابت مي كرده و "قانون" نوشته (و ملاصدرا اسف مي خورد كه اي كاش شيخ وقت عزيزش را به طبابت صرف نميكرد و مرزهاي حكمت را بيشتر مي شكافت)؟!

يا سالگرد "شيخ بهايي" را كه جامع علوم و فنون بود و در تفسير و عرفان و حكمت و شعر و ادب و... سر آمد دوران و صدر المتألهين او را در كنار ميرداماد استاد خود مي شمارد، "روز معمار"؟! به حكم آنكه بارگاه امام رضا(ع) زير نظر او بنا شد و "منارجنبان" ساخت ؟!  

راستي خدا را شكر كه "ملاصدرا" اشتغالي به علوم و فنون طبيعي و تجربي و دنيايي نداشت و الا روز بزرگداشت او را مثلا روز "مكانيك" مي ناميديم!!!!!

--------------------------------------------

حاشیه نوشت

دیروز: شیخ الرئیس ابوعلی سینا                         امروز: دکتر پورسینا

دیروز: حکیم محقق خواجه نصبرالدین طوسی          امروز: مهندس طوسی 

به این میگن "ترقی" و "توسعه"

نوشته شده توسط سید حسین شهرستانی در ساعت 16:17 | لینک  | 

ذكر برخي نكات مهم طرح شده در جلسه چهارم حلقه جریانهای فکری معاصر ایران:   

_ جهان انساني واجتماعي، جهان معاني و تفاسير است. حوادث، وقايع وجريانات اجتماعي، در واقع معاني يي هستند كه كنشگران در هنگام خلق، آنها را منظور داشته اند.

_ فهم يك واقعه و روايت آن نيز در پرتو فرايند معنابخشي و تفسير ومفهوم سازي ممكن است. اين بازسازي مفهومي ومعنايي ميتواند با معناي توليد شده در ظرف تحقق واقعيت تاريخي-اجتماعي، منطبق باشد يا نباشد.

_ گفتمانها و جريانهاي مختلف فكري تلاش ميكنند، صورت بندي مفهومي ونظري خود را از آنچه در جريان حيات اجتماعي عيني ميگذرد، اشاعه دهند وآن را به عنوان روايت موجه و معتبراز واقعيت معرفي نمايند.

_ درباره تاريخ معاصر ايران و مشخصا "مشروطيت" : تاكنون روشنفكران با الگوهاي نظري و مفهومي مدرن تلاش كردند روايتگر بي منازع تاريخ معاصر ايران باشند.قصد ما در اين مباحث بررسي اعتبار اين روايتها ونيز طرح روايت يا روايتهاي جايگزين از تاريخ وجريانهاي فكري معاصر در ايران است.

   بعد از مصاحبه دكتر كچويان، اين جلسه مقاله دكتر فياض(مشروطه افسرده و آينده اميد) را بر اساس مباحث قبلي باز خواني كرديم:

_ مشروطيت در ظرف تحقق، حامل معاني يي بود كه ريشه در متن تاريخ فكر اسلامي-ايراني داشت: "حكمت صدرايي" كه از مجراي فقه اصولي و استنباطي( كه پس از وحيد بهبهاني در حوزه هاي شيعي رواج يافت) به دامنه خلق الگوهاي عمل اجتماعي  نزديك شده بود، مبناي اصلي تحقق مشروطيت بود.(حضور اصوليّوني چون "آخوند خراساني" در مشروطيت)

_ اما بعد: اين واقعه توسط روشنفكران "مصادره" شد. با توجه به مقدمات طرح شده، فهم ما از مصادره مشروطيت در چارچوبهاي سياسي و حزبي و...نيست. اين مصادره "مصادره نظري ومفهومي" واقعيت است كه از مجراي باز تفسيرها و بازروايي هاي روشنفكران و حمايت سياسي و هژمنونيك سفارت انگليس از اين روايت محقق شد.

_ نظريه اي كه بعد از مشروطيت آنرا تفسير ميكرد، با نظريه اي كه قبل از آن او را تعيّن و تحقق بخشيده بود، بسيار متفاوت بود. واين آغاز افسردگي و از خود بيگانگي و ريشه ناكامي ها و خودباختگي هاي ايرانيان تا نهضت انقلاب اسلامي شد.

_ "انقلاب اسلامي" تماميت يافتن خيزش تاريخي يي بود كه مي خواست اين انحراف تاريخي را اصلاح كند و الگوهاي عمل اجتماعي-سياسي و توليد مفهومي ونظري حاكم بر جامعه ايراني را با عمق فرهنگي و تاريخي زيست جهان ايراني، سازگار سازد.

_ پس از انقلاب نيز رقابت ميان اين دو جريان اجتماعي وجود دارد. در درون نيروها و نظريه پردازان وكارگزاران نظام برآمده ازانقلاب نيزهستند كساني و جرياناتي كه ميراث فرهنگي روشنفكران تجددانديش را به دوش ميكشند....

_  دوستان هرچه زودتر موضوعات تحقيق را انتخاب كنيد تا اولويت بندي كنيم. اسلام درخطراست،زود باشيد!!!

------------- ضمنا اگردوستان حاضردرجلسه نكات ديگر طرح شده را در كامنتها بنويسند مفيد است والبته هر كس هر نظري در اين موضوع دارد...                
نوشته شده توسط سید حسین شهرستانی در ساعت 13:39 | لینک  |